عبد الحسين نوايى

135

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

طرف قواى دولتى بود . لذا قونسولگرى روس بر جان اتباع خود ترسيد . چه بيم آن مىرفت كه اهالى گرسنهء شهر براى فراهم آوردن لقمه‌اى نان به خانه‌هاى اتباع روس بريزند . قونسول روس به انجمن اطلاع داد كه در هرصورت ، ادامهء وضع فعلى به ورود قشون روس منجر خواهد شد . انجمن نيز كه مرعوب ستار خان و باقر خان بود چندان اين دستور را جدى تلقى نكرد تا اينكه قشون روس وارد شد و راه جلفا را علىرغم عمال محمد على شاه باز كردند . در اين موقع در طهران نيز سفراء فشار آورده شاه قاجار را مجبور به صدور فرمان انتخابات نمودند و چون تهيهء قانون انتخابات بدون وجود مجلس صورتى قانونى نداشت قرار به مراجعه به آراء عمومى شد و از كليهء انجمنهاى ايالتى كسب تكليف كردند . كليهء انجمنها انجمن ايالتى تبريز را وكيل قرار دادند و انجمن تبريز مدتى نزديك به يك ماه با تلگراف حضورى بر سر جرح و تعديل مواد نظامنامه كشمكش نمود تا بالاخره قانون انتخابات صادر و اعلان مشروطهء ثانى منتشر شد . نمايندگان شاه عبارت بودند از مستشار السلطنه و ميرزا حسين خان مؤتمن الملك و ميرزا صادق خان مستشار الدوله و علاء الملك و ميرزا ابو الفتح خان حشمة الدوله . مقارن همين اوقات در اصفهان و گيلان نيروى مليون و آزاديخواهان تشكيل شده بود و سركردگى قواى گيلان را عبد الحسين خان سردار محيى و ميرزا حسين خان كسمائى و ميرزا كريم خان رشتى و پانوف بلغارى به عهده داشتند و ايشان فرماندهى كل خود را به محمد ولى خان تنكابنى سپهدار اعظم سپرده بودند . بايد به خاطر آورد كه سپهدار همان كسى است كه محمد على شاه او را براى فتح تبريز فرستاده بود . ولى او چون فتح تبريز را مشكل و قلع و قمع ستار خان و مجاهدانش را محال و خلاصه هوا را پس ديد ، به املاك خود در تنكابن آمد و به فكر مخالفت با شاه قاجار و موافقت با اصول جديد افتاد . پانوف بلغارى از مخالفين رژيم تزارى روسى و از ليبرالها بود و شخصا